مقدمه مصطفی عزیزی شمامی
پديده فرار[1]دختران در سال هاي اخير روبه فزوني نهاده است و توجه بسياري از متخصصان، سياستگذاران و اذهان عمومي را بخود معطوف ساخته است فرار دختران بعنوان يكي از چالش هاي اجتماعي نياز به مديريت قوي اجتماعي در زمينه آسيب هاي اجتماعي دارد.بر اساس گزارش سازمان جهاني بهداشت سالانه بيش از يك مليون نوجوان 19-13 ساله از خانه فرار مي كنند كه از اين تعداد 74درصد دختر و 26درصد پسر هستند.(محمد خاني 1386)
بطور متوسط روزانه 49 مورد فرار از منزل به مركز ساماندهي كودكان و نوجوانان فراري وابسته به شهرداري تهران گزارش مي شود.(برزگر1382)
پليس روزانه 90 نفر از جوانان فراري را كه قرباني تجاوز و غيره شده اند دستگير مي كند اكثر آنان در ترمينال ها ايستگاههاي راه آهن، پارك ها و ..... به سر مي بردند.(رسول زاده طباطبايي و همكاران1384)
فرار دختران از منزل يك پديده چند علتي است كه ريشه هاي آن را مي توان در فقر اقتصادي و فرهنگي، از هم پاشيدگي خانوادگي، طلاق يا جدايي عاطفي والدين، وجود ناپدري يا نامادري، اعتياد، رفاه و آزادي بيش از حد، دوستان ناباب،تعرض جنسي توسط نزديكان، مشكل اخلاقي در خانواده، ازدواج هاي تحميلي، وجود شكاف بين نسلها و اختلافات بين والد و فرزند و ..... جستجو كرد.
بطور كلي نوجوانان در دوران بلوغ در شرايط خاصي بسر مي برند هويتشان در حال شكل گيري است و در صدد حل بحران هويت خود هستند. در اين شرايط اگر خانواده آنها را مزاحم بداند يا غير تحمل به نظر برسند براي نجات خود بدنبال مأمن و پناهگاهي مي گردند و سرگردان مي شوند كم تجربي اين نوجوانان در اكثر موارد باعث مي شود كه طعمه گروههاي ضد اجتماعي يا آسيب زا شوند و پس از اغفال ، ناخواسته بسوي فحشا ، مواد مخدر ويا ديگر بزهكاري هاي اجتماعي كشيده مي شوند.
فرار
فرار نوعي رفتار سازش نايافته است كه در فرايند آن، كودك يا نوجوان به منظور رهايي از مشكلات موجود در خانه يا به خاطر جاذبه هاي بيرون از خانه، بدون اجازه والدين يا سرپرست قانوني خود آگاهانه خانه را ترك مي كند و سريعاً بدون واسطه به خانه برنمي گردد.(رسول زاده طباطبايي و همكاران1384)
انواع فرار
انجمن پزشكي نوجوانان(society for assescent medicine) نوجوانان فراري را به چندين گروه كه ممكن است با يكديگر همپوشي داشته باشند تقسيم كرده است. (رسول زاده طباطبايي و همكاران1384)
1-فرار هاي موقعيتي (situational runaways) كه بعد از يكي دو روز به خانه بر مي گردند.
2-فرار هايي كه بمدت طولاني خانه را ترك كرده و تبديل به فرارهاي كهنه كار وبچه هاي خياباني مي شوند.
3-رانده شده ها (Throwaway) كه والدين آنها را طرد و مجبور به ترك خانه مي كنند.
4-جوانان سازمان يافته (system youths) كه بدليل فقدان خانواده در پرورشگاهها و موسسات زندگي مي كنند و بدليل عدم تحمل شرايط آنجا فرار مي كنند.
فرار از خانه پديده پيچيده اي است كه نتيجه تعامل مجموعه اي از عوامل خانوادگي، روانشناختي و اجتماعي است.
رويكردها
دو رويكرد نظري مهم در زمينه فرار دختران، رويكرد انگيزشي و رويكرد شخصيتي مي باشند رويكرد اول انگيزه هاي فراراز خانه را مورد بررسي قرار مي دهد در حالي كه رويكرد دوم به بررسي ويژگي هاي شخصيتي و روانشناختي نوجوانان فراري مي پردازد.(محمد خاني 1386)
رويكرد انگيزشي
(هومر1973 بنقل محمد خاني 1386) با توجه به بكار گيري رويكرد انگيزشي در مورد دختران فراري انگيزه هاي آنها را به دو نوع طبقه بندي مي كند:
-" فرار از وضعيت نامناسب خانواده" بعنوان مثال تعارضات و اختلافات خانوادگي
-" فرار براي رسيدن به اهداف خاص" براي مثال روابط عاشقانه و رمانتيك، گشت وگذار، ارتباط جنسي و.....
هومر با رد اين عقيده كه رفتار فرار از خانه صرفاً واكنشي به تعارضات و كشمكش هاي خانوادگي يا فرياد براي كمك خواهي باشد، اظهار مي دارد كه بسيار ي از كودكان صرفاً بدلايل خانوادگي فرار نمي كنند نوجواناني كه براي رسيدن به هدفي اقدام به فرار مي كنند ممكن است مشكلاتي با خانواده يا مدرسه و جامعه داشته باشند ولي بيشتر در جستجوي هيجان هستند هومر اين دختران را جستجو گران لذت مي نامد. آنها به سوي مكانها و افرادي فرار مي كنند كه از آن منع شده اند مانند روابط جنسي ، مواد و مشروبات الكلي، و معمولاً جذب گروههاي بزهكاري مي شوند.
رويكرد شخصيتي
در اين رويكرد، توجه به خصوصيات شخصيتي به عنوان توضيحي براي رفتار فرار از خانه در نظر گرفته شده است كه يا فرار را به عنوان يك "نشانه روان رنجوري" مي بينند و يا بر ارتباط "بين كنترل داخلي و خارجي" فرار تكيه مي كند. منظور از نبود كنترل خارجي، ناتواني در تاثير گذاري بر وقايع خارجي يا مقاومت كردن در برابر آنهاست دختراني كه كنترل خارجي ندارند معمولاً خود را ضعيف مي پندارند و راحت تر تحت تاثير قرار مي گيرند. همچنين منظور از نبود كنترل داخلي وجود رفتارهاي تکانشی[2]،عصباني شدن، عدم توانايي قضاوت كردن و احساس درماندگي داشتن است.(حميدي 1383)
تحقيقات در زمينه دختران فراري نشان مي دهد كه در گذشته زندگي آنها عوامل زير قابل تشخيص است:
از دست دادن پدر و مادر، در معرض تهديد قرار گرفتن بمدت طولاني، احساس عدم پذيرش توسط والدين، تنبيه شديد توسط يكي از اعضاي خانواده و..... بدين ترتيب شرايط گذشته اين افراد نقش بسزايي در فرار آنان از خانه داشته است و مطابق با نظريه شناختي بك اين تجربه هاي نامساعد دوران كودكي به مرور زمان منجر به شكل گيري خطاهاي فكري مي شود تا زمان بروز يك رويداد تنيدگي زا (معمولا بلوغ) نهفته باقي مي ماند زماني كه يك موقعيت شكست زودرس واقع مي شود افكار منفي فراگير بروز مي كند كه خود را بشكل عزت نفس پايين نشان مي دهد. از نظر آدلر نيز فقدان عزت نفس بعنوان مهم ترين متغير رواني در علت شناسي انحرافات و يا ناسازگاري شخصيت است. همچنين در زمينه ارتباط عزت نفس و بزهكاري نوجوانان تحقيقات متعدد نشانگر يك ارتباط علي مشهود است و مشخصاً عزت نفس با بزهكاري همبستگي منفي دارد. (طهراني زاده 1384)
بررسي ها نشان مي دهد كه شكل گيري موفق هويت با سلامت روانشناختي ارتباط دارد(ولي اوراس و بوسما 2005 بنقل از شاره و همكاران 1386)سطح پايين روانشناختي باعث رشد آهسته تر در فرآيند شكل گيري هويت مي شود بررسي هاي طولي نشانگر ارتباط بين پايگاههاي تعليق (موراتوريوم) وهويت مغشوش با سطح پائين سلامت روانشناختي مي باشند. در يك پژوهش در ايران (شاره و همكاران 1386)نشان داده شد كه بين پايگاه هويت دختران فراري و دختران غير فراري تفاوت معني داري وجود داردهمچنين اين پژوهش نشان مي دهد بين فرار و پايگاه هويت مغشوش رابطه معني داري وجود دارد.
ديدگاه جامعه شناسي
نظريه بوم شناختي
نظريه هاي جامعه شناسي بر نقش اساسي محيط اجتماعي در شكل گيري انحرافات اجتماعي تاكيد مي كنند.
نظريه بوم شناختي را جامعه شناساني چون پارك و برگس مطرح مي كنند. آنان در تبيين انحرافات اجتماعي بر متغيرهايي كه با پديده شهر نشيني ارتباط دارد نظير زبان، قوميت ، مهاجرت،حوزه هاي سكونت گاهي و تراكم جمعيت تمركز دارند.(احمدي 1384)
به اعتقاد پارك و برگس آن دسته از حوزه هاي درون شهري تجاري و صنعتي كه به لحاظ اجتماعي دچار بي سازماني اجتماعي شده اند ارزشها و سنتهاي بزهكارانه را توسعه مي دهند.(احمدي 1384)
نظريه بي سازماني اجتماعي بر اين باور است كه عواملي چون كاهش كارايي نهادهاي اجتماعي نظير خانواده و تضعيف تقيد هاي خويشاوندي بعنوان نيروهاي غير رسمي كنترل اجتماعي، كاهش انسجام سنتي اجتماعي كه پيامد رشد سريع شهر نشيني، صنعتي شدن و مهاجرت فزاينده به حوزه هاي شهري است جرايمي نظير انحرافات جنسي، اعتياد و... را افزايش مي دهد. .(احمدي 1384)
(اسكافنر1998به نقل از حميدي 1383) در پژوهشي تحت عنوان (جستجوي ارتباط ديدگاههاي جديد براي نوجوانان فراري) علت فرار و انحراف دختران را ضعف پيوندهاي عاطفي نوجوانان با جامعه مي داند. او به استناد تئوري پيوند اجتماعي[3]و نيز تئوري تعهد[4]معتقد است كه در بحث فرار از منزل تعهد اجتماعي شكسته شده است اما علي رغم اين از هم گسيختگي، بنظر مي رسد نوجوانان در برابر فرار از منزل مقاومت مي كنند و فرار آخرين انتخاب براي آنهاست هرچند ممكن است راههاي ديگري نيز براي آنها باشد اما نوجوان هيچگونه اطلاعي از آنها ندارد.
مخاطراتی که پس از فرار ، دختران جوان بی پناه و آسیب پذیر را تهدید می کند معمولاً عبارتند از[5]:
۱-گرفتار شدن در دام شبکه های قاچاق دختران و زنان جوان:
قاچاقچیان ، ایادی خود را درمناطقی مانند پارک ها، مقابل مدارس راهنمایی ودبیرستان ها و اماکن عمومی می گمارند تا با پرسه زدن در این اماکن و شناسایی دخترانی که ازمنازل خود فرار کرده اند، آنها را با وعده هایی، به دام اندازند. گاهی فرار، پس از طرح دوستی و آشنایی از سوی دلالان شبکه های قاچاق و دادن وعده های مختلف چون خروج آسان ازکشور و درآمد خوب و زندگی بهتر، اتفاق می افتد.
۲-تجاوز، اجبار و تحمیل:
معمولا دختران فراری که آسیب پذیر نیز هستند، گرفتار مشکل تجاوز، اجبار و تحمیل می شوند. قاچاقچیان، دختران جوانی را که به هر انگیزه از خانه خود گریخته اند، وسیله درآمد خود قرار می دهند. آنها را به برقراری ارتباط جنسی و انجام کارهای خلاف مجبور می کنند. در سال های اخیر نوع جدیدی از فریب و قاچاق دختران و زنان ازطریق اینترنت مشاهده می شودکه بیشترحاصل گسترش شبکه های ارتباطی مجازی است.
۳- انگ اجتماعی و عدم امکان بازگشت به شرایط گذشته، از دیگر مباحث تامل برانگیز در مورد دختران فرار است.
و
4-خطر افزايش عفونت HIV :
بزرگترين نگراني در مورد نوجوانان فراري و بي خانمان، خطر افزايش عفونت HIV مي باشد كه دليل آن شيوع بالاي مصرف مواد مخدر تزريقي و رفتارهاي پر خطر جنسي در نوجوانان فراري و خياباني مي باشد.(green et al 1999 به نقل از شاره1383)
پيشنهادهايي براي حل اين معضل:
-توجه و رسيدگي بيشتر به نهاد خانواده و سعي در رفع مشكلات مختلف فرهنگي، اقتصادي وتربيتي
-بكار گيري تمهيدات لازم جهت پيشگيري و كاهش نرخ طلاق از طريق تقويت مراكز مشاوره وارائه كلاس هاي آموزش حقوق و تكاليف زوجين قبل از عقد رسمي
-تهيه و نمايش فيلم هاي آموزشي درباره اثرات روشهاي نادرست تربيتي (محدوديت هاي زياد وآزادي زياد، فاصله عاطفي و...) براي والدين
-تقويت ارتباط ميان والدين با مربيان و تعامل ميان مدرسه و خانواده
-تقويت مراكز مشاوره مفيد و كار آمد در مدارس و مناطق آموزش و پرورش
-انجام تست هاي سلامت سنجي رواني از دانش آموزان و شناسايي نوجوانان مستعد فرار از خانه و الزام مراقبت هاي مورد نيز براي آنان(عباسي 1383)
و
-ايجاد مراكز مشاوره جهت آشتي بين خانواده ها و نوجوانان فراري
-ايجاد يك مركز دولتي و قبول حضانت و تربيت نوجوانان خانواده هاي گسسته
-آشنايي نيروي پليس با خصوصيات دختران فراري ونحوه برخورد با آنان
-تقويت و سازماندهي نهادهاي موثر در امداد خانواده ها از جهات مختلف(بطور كلي برقراري عدالت اجتماعي در جامعه)
منابع:
- برزگر صادق 1382،فرار دختران،قم:نشر جمال.
- حميدي فريده1383، تاثير ساخت خانواده بر فرار دختران، فصلنامه پژوهش زنان دوره2، شماره3.
- رسول زاده طباطبايي كاظم و همكاران1384،بررسي مقايسه اي ويژگي هاي شخصيتي،شرايط اجتماعي و اقتصادي دختران فراري و دختران غير فراري ،دوماهنامه علمي پژوهشي دانشور رفتار ،دانشگاه شاهد،سال دوازدهم –دوره جديد،شماره 10.
- شاره حسين و همكاران 1386، رابطه بين پايگاههاي هويت و فرار دختران از خانه، مجله روانپزشكي و روانشناسي باليني ايران، سال سيزدهم،شماره2.
- طهراني زاده مريم و همكاران1384، بررسي مقايسه اي نگرش هاي ناكارآمد در دختران فراري و عادي، فصلنامه علمي پژوهشي رفاه اجتماعي، سال پنجم ، شماره 19.
- عباسي محمد 1383،عوامل فرار دختران از خانه، مجله علمي تخصصي معرفت، سال سيزدهم شماره5.
- محمد خاني شهرام 1386،عوامل رواني اجنماعي موثر در فرار دختران از خانه ،فصلنامه علمي پژوهشي رفاه اجتماعي، سال ششم،شماره 25.